‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها

۲۶ تیر ۱۳۹۳

قیمت جهنم چقدر است



در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.
 
فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد، هر چه کرد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد؛ تا اینکه فکری به سرش زد…
به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدر است؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشیش بی هیچ فکری گفت: 3 سکه
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.
کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت. از کلیسا خارج شد، به میدان شهر رفت و فریاد زد:
من تمام جهنم را خریدم، این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید، چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نخواهم داد!
  منبع : روزگار نو

۲۳ اسفند ۱۳۹۲

چقدر عوض شدی نشناختمتون

چقدر عوض شدی نشناختمتون


يک خانم ۴۵ ساله حملهء قلبي داشت و در بيمارستان بستري بود . در اتاق جراحي کم مونده بود مرگ را تجربه کند كه خدا رو ديد و پرسيد:

آيا وقت من تمام است؟

خدا گفت:نه شما ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز ديگه عمر مي کنيد .
... ... ...
بنابراين پس از بهبود يافتن خانم تصميم گرفت در بيمارستان بماند و عملهاي زير را انجام دهد:

۱- کشيدن پوست صورت
۲- تخليهء چربيها(ليپو ساکشن)
۳- جمع و جور کردن شکم .
و صد البته به فکر رنگ کردن موهاش و سفيد کردن دندوناش هم بود !!!!

از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.
يكي دو ماه بعد ، پس اتمام آخرين عمل زيبايي بعد از مرخص شدن از بيمارستان در حالي كه ميخواست از خيابون رد بشه با يه ماشين تصادف كرد و كشته شد . !!!

وقتي با خدا روبرو شد او پرسيد: من فکر کردم شما فرموديد من ۴۳ سال ديگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زير آمبولانس بيرون نکشيديد؟
.
.
خدا جواب داد :اِ اِ اِ شما بوووووودي ؟؟؟؟ چقدر عوض شدي نشناختمتون !!

۱۵ اسفند ۱۳۹۲

روانشناسی موش نر


قرار بود در کلاس روانشناسی یک جلسه عملی برگزار شود. استاد قفسی بزرگ را نشان داد که یک موش نر درون آن قرار داشت و موش درست در وسط قفس بود. استاد یک تکه کیک را در یک سمت قفس و یک موش ماده را در سمت دیگر قفس نگاه داشت. موش نر به سمت کیک دویده و آن را خورد.سپس استاد طعمه را عوض کرده و یک تکه نان در سمت دیگر قفس گرفت. موش نر این بار هم به سوی نان دوید. این آزمایش ادامه پیدا کرد و استاد هر بار طعمه را عوض کرد و موش نر هر بار به سوی طعمه دوید و در هیچ موردی به سمت موش ماده نرفت.
استاد (رو به کلاس کرده و) گفت: نتیجه می گیریم که غذا مهمترین جاذبه (برای موجودات) است
در این میان صدای یکی از دانشجویان از ردیف آخر کلاس بلند شد که استاد چرا موش ماده را عوض نمی کنید. شاید این موش ماده همسر موش نر باشد...

 

۱۱ آذر ۱۳۹۲

مکالمه تلفنی روحانی و احمدی‌نژاد - طنز

پوریا عالمی در شماره روز پنجشنبه روزنامه شرق یک مکالمه تلفنی فرضی بین حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد را در قالب طنز روایت کرده است.

 عالمی نوشت: «حسن، دولتی به کرایه گرفته بود. درزهای اقتصاد بسیار صدا می‌کرد. به مستاجر قبلی زنگ زد و گفت: ببخشید، شما قبلا اینجا زندگی می‌کردید؟

مستاجر قبلی گفت: صدا؟ صدا نمی‌آید که.

حسن گفت: اینکه صدایش را درنمی‌آوردید با اینکه صدا ندهد، فرق دارد.

محمود گفت:‌ ای بابا. پس صدایش درآمد؟

حسن گفت: بله. ساز شما از آن سازها بود که صدایش فردا در می‌آید.

محمود گفت: دیگه داری گُنده‌ش می‌کنی‌ها. اگه راست می‌گویی بگو ببینم مشکل خانه چیست؟

حسن گفت: بدهی شما به سیستم بانکی بیش از 74 هزار میلیارد تومان، بدهی‌ات به صندوق تامین‌ اجتماعی 60 هزار میلیارد تومان، بدهی به بخش خصوصی 55 هزار میلیارد تومان و تعهدات سفرهایی که رفتی شهرستان 211 هزار میلیارد تومان، تعهد پروژه‌های عمرانی که دادی 400 هزار میلیاردتومان است.

محمود گفت: خب؟ برای همین زنگ زدی؟ اینها که چیزی نیست.

حسن گفت: نه، برای پول آب و برق و تلفن زنگ زدم. چرا آنها را ندادی؟ دارند قطع می‌کنند.

محمود گفت: چقدر آمده؟

حسن گفت: 225 هزار تومان.

محمود گفت: حسن آقا؟ یعنی به‌ خاطر 225 هزار تومان داری داد و‌ قال‌ راه میندازی؟ قبضش را بفرست خودم پرداختش کنم.

حسن پشت تلفن مبهوت شد. گفت: معذرت می‌خواهم. واقعا 225 هزار تومان ارزشش را ندارد.

محمود گفت: عیبی ندارد. یکی را بیاور دستی به سر و روی کشور بکشد، درست می‌شود. الان یکی هست هفته‌ای یک‌ بار می‌آید خانه ما را نظافت می‌کند 40 هزار تومان می‌گیرد. بگویم بیاید کشور را درست کند؟ خرجش 40 هزار تومان است. راستش من خودم وقتی مستاجر دولت بودم، همیشه می‌گفتم، همین بابا می‌آمد و دستی به سر و روی مصوبات می‌کشید. ما که خیلی راضی بودیم.

حسن گفت: خسته نباشی. همان استادکاری‌ها زهوار خانه را شل کرده.

محمود گفت: خب برو یک بنا بیاور.

حسن گفت: رفتم دور میدان یک اوستا بنا آوردم خانه را تعمیر کند. وقتی خانه را دید گفت این خانه 16سال طول می‌کشد تعمیر شود.

محمود گفت: جدی؟ اگر هشت‌ سال دیگر فرصت داشتم درستش می‌کردم ... .

حسن گفت: اگر هشت‌ سال دیگر فرصت داشتی که باید خانه را می‌کوبیدیم توی خیابان چادر می‌زدیم.

محمود گفت: چه با حال. آتش هم می‌توانیم درست کنیم و کباب بزنیم؟ به‌به ... به‌به ...

حسن گفت: شخصی خانه‌ای به کرایه گرفته بود. چوب‌های سقف بسیار صدا می‌کرد. به صاحب‌خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد. صاحبخانه پاسخ داد که چوب‌های سقف ذکر خدا می‌کنند. شخص گفت: نیک است اما می‌ترسم که این ذکر منجر به سجده شود.

و گوشی را قطع کرد ...»

۱۳ آبان ۱۳۹۲

فکرشو بکن اگر میشد چی میشد!!!!!؟؟؟؟


فکرشو بکن اگر میشد چی میشد!!!!!؟؟؟؟

زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام

آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه
... موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی
خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله
شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری
پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن،
میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن
رادیو رو روی یه موج سه متری تنظیم می کردی می رفتی موج سواری
ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب
تو مطب نفر قبل از تو که مي ره تو اطاق دکتر، بري در بزني بگي زود باش
ورودی ِلاس وگاس بزنه : به شهر شهیدپرور ِ لاس وگاس خوش آمدید !!!؟
همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی؟
سیاست کثیف رو ببری حمام تمیزشه
بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره
حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد ...؟
هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی !؟
تو باغچه خونه ت درخت پیتزا داشتی !؟
توی کُشتی حریفتو خاک کنی یه فاتحه هم بخونی بری
رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین !؟
سايه ات سفيد باشه
با پرگار مثلث بکشی!؟
تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی!!!؟
شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه...؟
بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن
روی رادیو، تور بکشی بشه رادیاتور
یکم از هوای اطراف وایرلستو بکنی توی کیسه
هر وقت اینترنت نداشتی یه سیم بندازی توش استفاده کنی
درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی
خرما گردوئی بده !؟
رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن
واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی 32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری
یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش
بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی
چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کنن

يـــادش بخيــــر اون وَختــــا ...

فرهنگ نیوز سبک زندگی های مثبت گذشته را در قالب کاریکاتور (کمیک استریپ) با موضوعات مختلف یادآوری و با امروز مقایسه نموده است که در این مجال تقدیم شما دوستان می شود. امیدوارم خوشتون بیاد و ضعف و قوت های زندگی ها در زمینه های مختلف اعم از مصرف گرایی، کسب و کار، رسم و رسوم، همسایه داری، اخلاق ورزشی و قهرمانی، وضعیت تعلیم و تربیت، ازدواج جوانان، خواستگاری و مجالس عروسی و خیلی چیزهای دیگری که در گذشته پر رنگ تر و نمایان تر از حال بود رو دریابید.


مصرف گرایی




کسب و کار



فرهنگ دیروز و امروز



همسایه داری



اخلاق ورزشی و قهرمانی



وضعیت تعلیم و تربیت



ازدواج جوانان



خواستگاری



مجالس عروسی

۳۰ مهر ۱۳۹۲

۹۸میلیون ریال چک در وجه گاو!! + عکس



جام: یه روز آقایی چکی آورد که متنش این بود: مبلغ نود و هشت میلیون ریال در وجه گاو! آورنده چک را رسما در متن چک ، گاو خطاب کرده بود. بعد که از طرف پرسیدیم متوجه شدیم هم کسی که چک را نوشته و هم کسی که گرفته بود فکر می کرده عبارت "در وجه” به این معناست که چک بابت خرید و فروش چی نوشته شده!

 

قیافه طرف دیدن داشت وقتی متوجه شد که مفهومش چیه …

یکی از دوستان به شوخی می گفت: این چک در وجه گاو صادر شده. گاو هم که امضاء نداره. ببره سم گاو را با استامپ جوهری کنه بزنه پشت چک تا قابل نقد کردن باشه!!


۱۲ مهر ۱۳۹۲

تکرار جملات سخت (اگه میتونی بگو )


آیا تا به حال در جمع دوستان یا خانواده شما شخصی بوده که با گفتن یه جمله سخت شما رو تشویق به تکرار اون جمله کرده باشه!؟ آیا تا به حال ضایع شده اید!؟ دیگر نگران نباشید!
 
ما برای شما برنامه تلافی ویژه ای داریم مجموعه ای از جملات تکرار نشدنی براتون جمع آوری کردیم که شما را به جنگ با آنها تشویق میکند با ما همراه باشید در تکرار تکراری جملات تکراری!
  • 5 بار بگو:
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود!
  • 3 بار بگو:
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ
  • 5 بار بگو:
لای رولت رنده ی لیمو رفته
  • این جمله رو اگه 2 بار هم بتونی بگی هنر کردی!:
چه ژست زشتی
  • 3 بار تکرار کن:
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده
  • 5 بار سریع بگو:
سه دزد رفتن به بز دزدی یه دزد یه بز دزدید یه دزد دو بز دزدید
  • 3 بار بگو:
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!
  • 3 مرتبه تکرار کن:
لیره رو لوله لوله رو لیره
  • این جمله رو 5 بار تکرار کن:
ششلیک شنسل شنسل ششلیک
  • 3 بار پشت سر هم بگو:
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی
  • این جمله رو 5 بار تکرار کن:
کانال کولر تالار تونل
  • جمله سخت زیر رو 5 بار تکرار کن:
قوری گل قرمزی
  • 5 بار سریع بگو:
افسر ارشد ارتش اتریش
  • 5 بار بگو:
اگزیستانسیالیسم!
  • 7 بار بگو:
شست، سشوار کرد
  • پنج بار تکرار کن:
شیخ شمس علی در شمس آباد
  • سه بار سریع بگو:
6 سیخ جیگر سیخی 6 هزار
  • 3 مرتبه سریع بگو:
تاجر تو چه تجارت می کنی، تو را چه که چه تجارت می کنم؟
  • هقت بار سریع بگو:
لورل روی ریل راه میرفت
  • سه بار تکرار جمله سخت:
دختر خر ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود
  • سریع و پشت سر هم چند بار بگو:
کارل و لرل کارها رو رله کردن
  • 5 بار سریع بگو:
دزدی دزدید ز بز دزدی بزی عجب دزدی که دزدید ز بز دزدی بزی
  • 7 بار بگو سریع:
دست راست ماست، سسه
  • سریع 3 بار بگو:
کوکتل کتلت، کتلت کوکتل
  • هفت بار سریع بگو:
رالی لاری
  • به لکنت زبون نیوفتی! 5 بار بگو:
سمسار تو سمساریش پوست سوسمار داشت
  • حالا جمله زیر رو تکرار کن چند بار:
منوچهر با یه بقچه پر تربچه، توی باغچه، خورد پیازچه!
  • پشت سر هم 5 بار بگو:
ریله رو روله روله رو ریله
  • جمله زیر رو 3 بار تکرار کن:
انگور انبه ازگیل اورانگوتان
  • سین و شینت نزنه ایشالا 5 بار بگو:
سه سیخ سوشی، سیخی شیش هزار
  • سریع 5 بار بگو:
زیرۀ ریزه میزه از زیر میز می ریزه
  • زود، تند، سریع 3 بار بگو:
غولارو با قند گول می زنیم
  • 7 بار زود بگو:
ریش شیری سیبیل شیری، سیبیل شیری ریش شیری
  • 3 بار سریع بگو:
این باد چه بد باد بدی بود که من باد به بد بادی این باد دگر باد ندیدم
  • 5 بار تکرار کن:
به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش بوجود آمده است.
این جمله ترکی هست، 5 بار بگو:
” سانجلاندرانلاردانده ”
یعنی: این از اونها (میوه یا هر چیز دیگه ای) هست که اگه بخوریش دل درد میگیری.
  • و در آخر جمله انگلیسی زیر رو یه بار هم بتونی بگی قبوله!
Three witches watch three Swatch watches. Which witch watch which Swatch watch
یعنی: سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند.
در پایان امیدواریم هیچکدومتون لکنت زبان نگرفته باشید!

۲۲ شهریور ۱۳۹۲

طنز و جوک


شير يه روز تصميم گرفت با نامزدش ازدواج كنه

در وسط جشن و در گردهمايي با شكوه شير ها به مناسبت اين واقعه مهم

.
.

موش كوچكي با احتياط زياد راهي براي خودش پيدا كرد و روبروي داماد وايساد و با صداي رسا و لرزان!! گفت " داداش عزيز ازدواج تو رو تبريك مي گم و براي داداش گنده اي مثل تو آرزوي خوشبختي دارم"

يكي از شير هاي ميهمان غريد كه" موش فسقلي تو چطور به يه شير مي گي داداش؟"

.
.

موش با احتياط و به آرامي گفت " با اجازه تو داداش عزيز منم قبل از ازدواج شير بودم!!"


خدا هیچکسی رو اینطوری ضایع نکنه


علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!


چرا نباید به یک رستوران ۵ ستاره رفت؟


گارسون: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟
مشتری: لطفا یک چای

گارسون: چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟
مشتری: سیلان لطفا

گارسون: چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟
مشتری: با شیر لطفا

گارسون: شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟
مشتری: شیر لطفا

گارسون: شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟
مشتری: لطفا شیر گاو.

گارسون: شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟
مشتری: فکر کنم چای بدون شیر بخورم.

گارسون: با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟ ..
مشتری: با شکر.

گارسون: شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟
مشتری: با شکر نیشکر لطفا

گارسون: شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟
مشتری: لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید

گارسون: آب معدنی یا آب بدون گاز؟
مشتری: آب معدنی

گارسون: طعم دار یا بدون طعم؟
مشتری: ترجیح میدم از تشنگی بمیرم!
..... 



۲ شهریور ۱۳۹۲

طنز,




یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه،
یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه
میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه.
این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه،
اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . .
خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟ "
زنش می گه آره.
مرده میگه گوشی رو بده بهش،
من گم شدم !!!

jjjjjjjjjjjjjjjj





گاو اولی: ما!
گاو دومی: مااااا مااااا
گوسفند وارد ماجرا میشه: بع
گاو اولی: مااااا
گوسفند دومی: بع
گوسفند اولی: بع بع…
.
.
.
.
.
.
.
نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟ الان هم منتظر بقیه ماجرا هستی؟ ای جانم!
احتمالا دانشجو هم هستی؟




۲۹ مرداد ۱۳۹۲

یک لحظه لبخند2(+عکس)

دانشجوي ژاپني براي قدرداني از استادش پاهاي او را ميشويد








البته اینجا هم یه کارایی میکنن...اما نمیشه عکسشو گذاشت !
 


***************************************************************




جونم شام امشب ردیف شد






**********************************************************

















**********************************************************





شما یادتون نمیاد بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود.. از اختلاس هم جرمش بیشتر بود 






سر کلاس که جوابارو میخوندیم، همه ی جوابا عین هم بود 
 




**********************************************************




اگه اینا حمامه پس حمامای ما چیه؟








اونی که از زیر با فشار میاد چی میگه دقیقا 




**********************************************************






روانشناسی راننگی :
اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن ۴۵ دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این بیلبیلکِشو جا نندازن ؛ کلا آدمای صبورین !!!







**********************************************************






معذرت‌خواهی ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺣﻖ ﺩﺍﺷﺘﯽ... ؛
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺬﺭﺕ خواستنش ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﮐﻪ :
ﺧﺐ ﺩﯾﮕﻪ ﺧــــَــــــــــــــــــــــــــﻔﻪ ﺷﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﻩ!!!







**********************************************************




نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای ‫‏تهران‬
انگری بردذ با دوبله فارسی و ترکی بهنوش بختیاری؟!


صدای پرنده‌ها رو دوبله کرده یا خوک‌ها؟! یا چی؟!








حتما چند وقت دیگه هم (انگری بردز: جنگ ستارگان) با صدای شیلا خداداد فیت حامد بهداد میاد!



**********************************************************








[center] کیا اینکارو میکردن ؟  







من یه دفه اومدم تو کلاس خیار بخورم بوی خیار کل کلاس رو برداشت 







**********************************************************























خوبه نگفته مسواک خریدم دهنت دیگه بو گند نده













**********************************************************








صاحب این ماشین اول شانس بوده ، بعد دست و پا در آورده 


یک لحظه لبخند1(+عکس)

بالاخره من هم با یک شخصیت معروف عکس گرفته ام.








*************************************************

 











*************************************************







من یه بار تو اینترنت داشتم میگشتم بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم، این ویندوز اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره








*************************************************



تازه بابام قفل شبکه 3رو برداشته بوداااا
 










*************************************************




نام این مرد هاروکا ایشیماتسو است.
او مدیرعامل ژاپن ایرلاینز است. یکی از ده ایرلاین برتر جهان.
او برای اینکه کارمندان شرکتش اخراج نشوند، حقوق خودش را کاهش داد.
از سال 2007 تابحال، حقوق او حتی کمتر از حقوق خلبان های زیردستش است.
او با اتوبوس به سر کار می رود.
موقع نهار، او مثل بقیه کارمندان در صف می ایستد.
او دفتر کار ندارد. میزش در سالن، کنار بقیه کارمندان است 









نمیدونم شاید مطلب قدیمی باشه ولی ارزش چندبار خوندن را داره






*************************************************




ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﺟﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧــــَـــﻪ ﺭﮊﯾﻤﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺍﻣﺸﺐ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺯه ﺑﺎﺯ ﺷﺩﻩ ؟ ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﻪ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻭﺭﻩ !
ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﮒ ﺑﺰﻧﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﯾﺸﺸﺸﺶ !! ﻣﻦ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭻ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﺑالاﺧﺮه ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !!!


دانشمندان هم نتونستن کاری کنن در این زمینه











*************************************************



آدم بمیره ازین سوتی ها نده  


بعد از سالها یکی از دوستای قدیمیمو تو خیابون دیدم،
کلی باهم حرف زدیم تا رسیدیم به اینجا که:
گفتم: خب الان مشغولِ چه کاری هستی؟
گفت:یه مغازه زدم ولی راضی نیستم
دوست دارم خشکبار فروشیش کنم، کلی سود داره
اما صاب مغازه راضی نیست، میگه کلاسِ مغازه رو میاری پایین!!
گفتم:تف به ذاتِ خرابش، لابد از این تازه به دوران رسیده هاس.
غمت نباشه، یکی از بچه ها یه جای تووپ داره واست ردیفش میکنم،
هرچی حال کردی بریز توش، صاب مغازه هم زنشو بزاره پشتِ ویترین
کلاسِ مغازه ش بره بالا....
گفت: صاب مغازه بابامه ...! 










*************************************************





امروز خونه ی داییم اینا بودم،
تلفنشون زنگ زد.
پسرداییم که 5سالشه جواب داد؛ بعدش زن داییمو صدا کرد گفت :
مامان ... بیا گودزیلاس!
گفتم : سروش این چه حرفیه؟ گودزیلا یعنی چی؟
میگه : مامانم گفته عمه هات زنگ زدن بگو : گودزیــلا !
اگه خاله هات بودن بگو : نازیـــلا !
میگم : خب حالا کی بود ؟

میگه : مامانت بود دیـــــگه ...!








*************************************************




کارتریج تموم شده بود این پرینت آخری خوب در نیومد












*************************************************



یکی از بزرگترین آرزوهای بچگیم این بود که 1بار این نون ها بخورم...







مخصوصا از اون سوپاشون. آخرم نفهمیدیم این گردالی ها چی بود تو سوپشون





*************************************************









دقت کردین اول صبحی که خوابالو سوار تاکسی میشی، این مجریای رادیو چقدر سرحال و پرانرژی ان؟ 
آدم دوس داره بگیره خفشون کنه





مخصوصا وقتی اون زنههه داد میزنههه جووووووووون ایراااااااااااااااااااااااااااانی ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاااااااام......







*************************************************




این اول مو بوده بعد دست و پا دراورده










*************************************************






چه دوربین با کیفیتی داره!!












*************************************************













*************************************************



ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ ,
ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ ...








گـــــاهی وقتا داشته های ما

آرزوی دیگـــــران است ...