۲۶ دی ۱۳۹۱

جملات خواندنی و حتی شاید خنده دار !

جملات قصار و البته بعضا طنزگونه :
1. آدمی که تو را احمق خطاب می‌کند نزن مگر این که مطمئن باشی برای صحت ادعایش مجبوری دلیل نشان دهی.
«ویل راجرز»

2. اعتدال در همه چیز نیکوست به خصوص در راستگویی.
«ورا جانسن»

3. اقوام و خورشید هرچه دورتر باشند، بهتر است.
«ضرب‌المثل مکزیکی»

4. اکثر مردان موفقیت‌شان را مدیون همسر اولشان هستند و همسر دوم شان را مدیون موفقیت‌شان.
«لورن باکال»

5. اغلب مردم دوست دارند عمر جاودانه داشته باشند در حالی که هنوز نمی‌دانند عصر یکشنبه‌های بارانی چه خاکی به سرشان بریزند.
«سوزان ارتز»

6. اگر می‌خواهید بدانید نبوغ بشر تا کجا می‌رسد آثار شکسپیر را بخوایند و اگر می‌خواهید بدانید فهم بشر تا چه اندازه ناقص است تفسیر آثار شکسپیر را بخوانید.
«ویلیام هزلیت»

7. بعضی‌ها تنها به این دلیل حرف می‌زنند که فکر می‌کنند صدا از سکوت با معنی‌تر است.
«مارگریت هالسی»

8. ترک سیگار کار خیلی راحتی است. خود من دست کم صدبار تجربه‌اش کردم.
«مارک تواین»
9. تعریف من از یک انسان قابل قبول، انسانی است که کلیة آراء و نظرات مرا قبول کند.
«بنجامین دیزرائیلی»

10. تمام مشکلات روحی من از دورة تحصیلات ابتدایی‌ام شروع شد. والدینم به اشتباه مرا در مدرسه‌ای ثبت‌نام کردند که ویژة معلمان عقب‌مانده ذهنی بود.
«وودی آلن»


11. تنها رعایت دو مسأله در زندگی زناشویی می‌تواند همسرتان را خرسند نگه دارد، اول این که طوری وانمود کنید که او قدرت تصمیم‌گیری در هر مسأله‌ای را دارد و دوم این که واقعاً بگذارید تنها او تصمیم‌گیری بکند.
«لیندن جانسن»

12. جداً چه قدر بد است که تمام کسانی که شعور اداره درست کشور را دارند یا رانندة تاکسی هستند یا سلمانی.
«جرج بارنز»

13. خدایا شوخی‌های کوچک مرا نسبت به خودت ببخش تا من شوخی بزرگ تو را با خودم ببخشم.
«رابرت فراست»

14. سرطان دوستت هیچ‌گاه باعث نمی‌شود که درد دندانت را فراموش کنی.
«آندره نیومن»


15. سیگار کشیدن باعث مرگ شما می‌شود. هیچ می‌دانید معنی مردن چیست؟ این که دیگر اصلاً نمی‌توانید سیگار بکشید.
«اسپایک میلیگان»


16. شاید این جهان، جهنم سیاره‌ای دیگر باشد.
«آلدوس هاکسلی»


17. شنیدن بهتر از گفتن است چون گوش دادن به حرف دیگران، اولاً انسان را کمتر خسته می‌کند، ثانیاً احتمال افشای سرّ نهانی در آن کمتر است، ثالثاً ممکن است سرّ گوینده هم این وسط فاش شود.
«سی. اس. لوئیس»


18. عشق کور نیست، خودش را به ندیدن می‌زند.
«ضرب‌المثل یونانی»


19. علم برای کسانی است که می‌خواهند بیاموزند و شعر برای آنان که می‌دانند.
«جوزف راکس»

20. قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف‌هایی می‌اندیشد که شما گفته‌اید اما بعد از ازدواج مرد، قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می‌رود.
«رومن رولان»

21. مؤثرترین شیوه برای بخاطر سپردن روز تولد همسرتان این است که یک بار آن را فراموش کنید.
«ناشناس»

22. ما در پنج سال اول به کودکانمان یاد می‌دهیم که چگونه راه بروند و حرف بزنند و در باقی عمرمان به آنها می‌آموزیم که چگونه یکجا بتمرگند و خفقان بگیرند.
«فیلیس دیلر»


23. مادرانی که از دست بچه‌هایشان ذله می‌شوند نیک این نکته را دریافته‌اند که یک پس‌گردنی به مراتب بهتر از هر دلیل دیگری بچه‌ها را قانع می‌کند.
«ویل دورانت»


24. مرد، انسانی است که حاضر است برای یک جنس یک دلاری که می‌خواهد، دو دلار بپردازد ولی زن، شخصی است که یک جنس دو دلاری را که نمی‌خواهد به قیمت یک دلار می‌خرد.
«ویلیام بینگر»


25. مردی که بر خطاست و پوزش می‌خواهد، مردی فرزانه است اما مردی که بر حق است و پوزش می‌خواهد، یک مرد متأهل است.
«هربرت پروچنوف»

26. من فلسفة ساده‌ای در زندگی دارم، هر چیز را که خالی است پر کن، هر چیز پر را خالی کن و هر جایی را که می‌خارد، بخاران.
«آلیس روزولت لانگ‌ورت»

27. من و شوهرم به خاطر اختلافات مذهبی از هم جدا شدیم، شوهرم فکر می‌کرد خداست ولی من اینطور فکر نمی‌کردم.
«ناشناس»

28. می‌دانم که ما خلق شدیم که به دیگران کمک کنیم اما نمی‌دانم که دیگران برای چه خلق شده‌اند.
«مارگارت آتوود»


29. می‌دانید چرا مردم آمریکا بیشتر برای آدامس بادکنکی پول خرج می‌کنند تا کتاب؟ چون کتاب را می‌شود قرض گرفت.
«ناشناس»

30. همه می‌خواهند تا ابد زندگی کنند اما خوشمزه اینجاست که هیچ کدامشان نمی‌خواهند پیر شوند.
«جاناتان سویفت»

31. و غیره: علامتی که شما در پایان دانش‌تان روی صفحة کاغذ می‌گذارید تا دیگران تصور کنند بیشتر از آنچه نوشته‌اید، می‌دانید.
«یورگین پروشنوف»


32. وقتی پیر می‌شود اول نام‌ها را از خاطر می‌بری، بعد چهره‌ها را، بعد از یاد می‌بری که زیپ شلوارت را بالا بکشی و سر آخر فراموش می‌کنی که زیپ شلوارت را پایین بکشی.
«لئو روزنبرگ»

33. وقتی زن و مرد ازدواج می‌کنند یکی می‌شوند. اما خب کدام یک؟
«ماکسیم مک براید»


منبع: کتاب "نشان پنجم حماقت

۲۵ دی ۱۳۹۱

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

مردم جهان از زمان مصر باستان تاکنون، با استفاده از پروتزها در تلاش بوده‌اند تا عملکرد افراد معلول را بهبود ببخشند. اما طی سال‌های اخیر، افزون بر انسان‌ها، رنج و ناتوانی‌های حاصل از معلولیت در حیوانات نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر خلاف انسان‌ها، حیوانات نمی توانند شکایت و ناراحتی خود از دردی که می کشند را مطرح کنند. از این رو، مراکز بیشتری در جهان به منظور کمک به حیوانات مجروح و آسیب دیده و بازگرداندن آنها به زندگی عادی تاسیس شده‌اند.

این عقاب تاس توسط یک شکارچی غیر مجاز مورد هدف قرار گرفته و پس از گذشت سه سال، یک گروه از افراد داوطلب برای وی منقاری مصنوعی را طراحی کردند. علاوه بر حفظ زیبایی، این منقار نقشی کلیدی در ادامه زندگی بیوتی داشته است.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
این فیل 50 ساله یکی از پاهای خود را به واسطه انفجار مین زمینی از دست داده است. خوشبختانه تایلند یکی از کشورهای جهان بوده که دارای بیمارستان تخصصی فیل‌ها است. موتالا با پای مصنوعی و مراقبت افرادی آموزش دیده به زندگی خود ادامه می دهد.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
به واسطه یک بیماری نکروتیک، 75 درصد از باله دمی این دلفین باید قطع می شد. اما شرکت بریجستون، یکی از تولیدکنندگان مطرح تایر در جهان، یک باله سیلیکونی ویژه را برای فوجی طراحی کرده و عنوان نخستین دلفین جهان با باله مصنوعی به وی تعلق گرفت.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
یکی از پاهای این ماده اسب دچار عفونت شده بود، اما کارکنان محل نگهداری وی تصمیم به انجام یک عمل جراحی بی نظیر گرفته و با استفاده از یک پای مصنوعی ادامه زندگی ریلی را ممکن ساختند.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
پای این لاک پشت توسط یک موش جویده شده بود، اما به واسطه استفاده از چرخ یک تراکتور اسباب بازی همچنان می تواند به زندگی خود ادامه دهد.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
این گربه بوسیله یک کمباین مجروح شده و بنا به توصیه دامپزشک محلی در نیوجرسی، صاحب اسکار برای معالجه وی با پزشکی در لندن تماس گرفت. پس از انجام آزمایش‌ها و عکسبرداری‌های مختلف، اسکار صاحب دو پای مصنوعی شد.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس
این سگ که به شدت از سوء تغذیه و قطع شدن یکی از پاهایش رنج می برد، در خیابان یافت شد. پس از آن، یک خانواده سرپرستی وی را قبول کرده و کسیدی را به نخستین سگی مبدل کردند که از یک پای مصنوعی پیشرفته بهره می برد.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

این لک لک توسط فردی ناشناس مجروح شده و تا پیش از بهره مندی از این منقار مصنوعی، پنج عمل جراحی را پشت سر گذاشته بود.

وقتی انسانیت حیات دوباره می بخشد +عکس

۱۵ راه برای اینکه زندگی کنید، نه اینکه فقط وجود داشته باشید!

جک لندن گفته است، «درست‌ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن.» خیلی وقت‌ها اجازه می‌دهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش می‌آورد را می‌پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که می‌گوید، «وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»

برای آندسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید -- زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.

قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید -- گاهی اوقات کارهایی که دیگران برایمان می‌کنند را نمی‌بینیم تا وقتیکه دیگر آن کارها را برایمان انجام نمی‌دهند. نباید اینطور باشید. برای چیزهایی که دارید، کسانی که دوستتان دارند و مراقبتان هستند، قدرشناس باشید. تازمانیکه روزی برسد که دیگر پیشتان نباشند، نمی‌فهمید که چه ارزشی برایتان دارند. از اطرافیانتان قدردانی کنید و خیلی زود خواهید دید که افراد بیشتری دورتان را می‌گیرند. قدردان زندگی باشید و خیلی زود متوجه می‌شوید که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار دارید.

حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید -- اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن درمورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی‌توانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می‌توانید حرف‌های مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.

کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید -- اینکه دیگران را ببخشید به این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند. اولین کسی که عذرخواهی می‌کند همیشه شجاع‌ترین است. و اولین کسی که می‌بخشد قوی‌ترین است. اولین کسی که می‌گذرد و از ناملایمات عبور می‌کند، شادترین است. پس شجاع باشید، قوی باشید و شاد. آزاد زندگی کنید.

همان کسی باشید که واقعاً هستید -- اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی می‌خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!

به ندای درونیتان گوش دهید -- زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی‌توانیم با ادامه کارهایی که همیشه می‌کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می‌خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه‌نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمی‌تواند این راه را بجای شما بپیماید. و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان را بالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.

به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید -- سخت‌ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده‌اید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضی‌وقت‌ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی‌هایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید. شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.

روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید -- بهترین روابط فقط زمان‌هایی نیست که اوقات خوشی را می‌گذرانید، موانع و مشکلاتی که با هم روبه‌رو می‌شوید و این واقعیت که آخر همه آنها باز هم بگویید، «دوستت دارم» هم اهمیت دارد. و دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگویید دوستت دارم، باید هر روز به هر طریقی که می‌توانید آن را به او نشان دهید. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنید. آنقدر صبر کنید تا بالاخره عشقتان را پیدا کنید. اجازه ندهید تنهایی شما را به آغوش کسی بیندازد که می‌دانید به شما تعلق ندارد. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید، نه وقتی که تنها هستید. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.

کسانی که دوستتان دارند را بشناسید -- به‌یادماندنی‌ترین افراد زندگی شما کسانی خواهند بود که زمانی دوستتان داشته‌اند که چندان دوست‌داشتنی نبوده‌اید. به این افراد در زندیگیتان خوب دقت کنید و شما هم دوستشان داشته باشید، حتی وقتی چندان دوست‌داشتنی رفتار نمی‌کنند.

خودتان را هم دوست داشته باشید -- اگر می‌توانید بچه‌ها را با وجود شلوغی‌هایی که می‌کنند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید مادرتان را باوجود غرغرهایی که می‌کند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید خواهر و برادرتان را بااینکه هیچوقت به حرفتان گوش نمی‌دهد دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید دوستتان را بااینکه فراموش می‌کند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشید؛ در این صورت می‌دانید چطور می‌توان آدم‌هایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً می‌توانید خودتان را هم دوست بدارید.

کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید -- کارهایی که هر روز انجام می‌دهید مهمتر از کارهایی است که هرازگاهی انجام می‌دهید. آنچه امروز انجام می‌دهید مهم است چون یک روز از زندگیتان را به ازای آن می‌دهید. سعی کنید کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.

بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید -- پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهید داشته باشید و دیگری اینکه به آنچه که دارید راضی باشید. همین حالا قدردان همه چیز باشید و مطمئن باشید که با این روش از هر لحظه از زندگیتان لذت خواهید برد. خوشبختی زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن درمورد مشکلاتی که داریم برداریم و بخاطر همه مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. و به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگید.

برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید -- گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب بروید تا به همه چیز خوب نگاه کنید. هیچوقت نگذارید زندگیتان آنقدر با کار مشغول شود، ذهنتان آنقدر درگیر نگرانی شود، قلبتان آنقدر انباشته از ناراحتی‌ها و کینه‌های قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشید.

از کوچکترین چیزهای زندگی لذت ببرید -- بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. می‌توانید از ساده‌ترین لجظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببرید. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر رایگان در اختیار شماست. از آنها لذت ببرید چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه کنید متوجه شوید که چیزهای بزرگی بوده‌اند.

این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست -- اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردید مفتخر نباشید اما اشکالی ندارد. گذشته گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگیتان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ما دچار اشتباه می‌شویم، همه ما دچار مشکل می‌شویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشته‌مان را می‌خوریم. اما شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آینده‌تان اینجایید.

زمانی که باید بگذرید -- همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

عکس / کاریکاتورهای کاریکاتوریست لهستانی Pawel Kuczynski

عکس / کاریکاتورهای کاریکاتوریست لهستانی Pawel Kuczynski






























۲۴ دی ۱۳۹۱

بازگشت کوروش به زمین

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت: البته!
از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم . سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.
خواهش میکنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از پاسارگاد بیرون کشید. فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب! اینجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.
میتوانی مرا بین مردم ببری؟ میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.
و فرشته چنین کرد. کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت. به جز عده ی اندکی، کسی به یاد او نبود.کوروش بسیار غمگین شد اما گفت: اشکالی ندارد. خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.
در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند: عبدالله! قاسم!…
هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!
فرشته گفت: این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
اعراب؟!
بله. تو آنها را نمیشناسی. آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناورایران حکومت میکردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.
کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!
فرشته بسیار تاسف خورد.
سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود. بعد از مدتی کوروش گفت: تو می دانیکه من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم. مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟
در ظاهر بله!
کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟
اسلام
چگونه آیینی است؟
نیک است
و کوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید…
نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین کرد.
همین؟!
کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.
پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!
و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.
خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم راتسکین دهد.
فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. پس ازچند دقیقه مرد از کوروش پرسید: راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
ایران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!
عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست…
مرا به آرامگاهم باز گردان.
فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن…
کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت
ایـنبار نـه بیــگانه که دشـمن ز خـود است
صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است