۱۰ آبان ۱۳۹۲

کشف ناحیه‌ مسؤول اشکال توهم مغز



تیمی از دانشمندان دانشگاه واندربیلت ناحیه‌ای در مغز را کشف کرده‌اند که مسؤول ساخت اشکال و سطوح توهمی است.
تیم تحقیقاتی الکساندر میر، استادیار روانشناسی دانشگاه واندربیلت، گروه‌هایی از نورون‌ها را در ناحیه‌ای از visual cortex موسوم به V4 کشف کرده‌اند که چنانچه شخصی در حال تماشای الگویی باشد که چنین توهمی را خلق می‌کند، شلیک می‌کند و زمان تماشای یک الگوی کاملا مشابه که توهم خلق نمی‌کند، آرام می‌نشیند.
این مطالعه نشان می‌دهد طیف متنوعی از گونه‌ها شامل میمون‌ها، گربه‌ها، جغدها، و حتی زنبورهای عسل این توهم را درک می‌کنند.
بنابراین، دانشمندان معتقدند آن‌ها محصولات فرعی شیوه‌هایی هستند که مغز برای شناسایی شکارچیان یا طعمه پنهان‌شده در بوته‌ها تکامل داده و این قابلیت دارای ارزش بقای قابل‌توجهی است.
گرچه دانشمندان بیش از یک قرن پیش خطوط گمراه‌کننده و توهمی را کشف کردند، فقط طی 30 سال گذشته بوده که مطالعه آن‌ را آغاز کرده‌اند.آن‌ها مکانیسم‌های درونی را که مغز از آن‌ها برای تفسیر ورودی حسی به کار می‌برد، آشکارسازی می‌کنند.
در پستاندارن محرک‌های بصری در پشت مغز و در ناحیه‌ای موسوم به visual cortex پردازش می‌شوند.تلاش‌ها جهت ترسیم این ناحیه نشان‌ داده‌اند که پنج ناحیه مختلف در پشت مغز تشکیل و از V1 تا V5 برچسب‌گذاری شده‌اند.
visual cortex اولیه (V1) محرک‌های واردشده از چشم را می‌گیرد و آن‌ها را توسط تعدادی از ویژگی‌های اساسی شامل جهت‌دهی، رنگ و تنوع فضایی طبقه‌بندی می‌کنند. این ناحیه همچنین اطلاعات را به دو گذرگاه موسوم به جریان‌های dorsal و ventral تقسیم می‌کند.
از V1، هر دوی جریان‌ها به سمت ناحیه اصلی visual cortex مسیردهی می‌شوند. V2بسیاری از همان کارکردهای V1 را انجام می‌دهد اما پردازش پیچیده بیشتری را به آن‌ها می‌افزاید. این پردازش شامل تشخیص نابرابری‌ها در سیگنال‌های ورودی از دو چشم است که بینایی دو چشمی را تولید می‌کند.
از V2، یک گذرگاه که گاهی "گذرگاه کجا" نامیده می‌شود، به V5 می‌رود و با مکانیابی شی و کشف حرکت مرتبط است. گذرگاه دیگر که گاهی "گذرگاه چه‌ چیزی" نامیده می‌شود، به V4 می‌رود و با نمایش شی و شکل‌دادن شناخت مرتبط است.
مطالعات نشان‌ داده که V4 در هر دو توجه بصری و شناخت شیء دخیل است، بنابراین دانشمندان تصور کردند که شاید در ایجاد با خطوط توهمی نیز نقش دارد. محققان نخست به دنبال نورون‌هایی در V4 بودند که با مکانیابی‌های مختلف در میمونها مرتبط بودند.
زمانی که این نقشه‌ها کامل شدند، آن‌ها میمون‌ها را تشویق کردند به یک صفحه شامل نمونه‌ای از خطوط توهمی موسوم به مربع Kanizsa نگاه کنند.این نمونه شامل ارقام Pac-Man با "دهان‌هایی" بود که گوشه‌های یک مربع را شکل می‌دادند.
زمانی که Pac-Men سیاهر‌نگ بر روی یک پس‌زمینه سفید قرار داده می‌شود، مغز مربع روشن و سفیدی را خلق می‌کند که آن‌ها را به هم متصل می‌کند.
هنگامی که میمون‌ها به مربع نگاه می‌کردند، محققان دریافتند که نورون‌هایی که ناحیه‌ای در قسمت وسط Pac-Men را نمایش داده‌اند (ناحیه‌ای که با یک مربع توهمی پوشیده شده بود) شروع به شلیک کردند. با این حال، هنگامی که میمون‌ها همان چهار Pac-Men را با "دهان‌هایشان" به سمت خارج نگاه کردند، (جهتی که توهم را خلق نمی‌کند) این نورون‌های مرکزی خاموش ماندند.
به گفته میر، اساسا مغز مانند یک کارآگاه عمل می‌کند و به سرنخ‌هایی در محیط پاسخ می‌گوید و بهترین حدس‌ها را مبنی بر این که این سرنخ ها چگونه با یکدیگر در بهترین حالت تناسب دارند، می‌سازد. با این حال، در حالت توهم‌ها، مغز به نتیجه‌گیری نادرستی می‌رسد.
جزئیات این مطالعه در مجله of the National Academy of Sciences منتشر شد


۹ آبان ۱۳۹۲

ناگفته‌های زندگی سپهبد جهانبانی برای اولین‌بار از زبان فرزندش • عکس‌های دیده نشده از "ژنرال چشم‌آبی"


انوشیروان جهانبانی فرزند سپهبد نادر جهانبانی برای اولین‌بار پس از تیرباران پدرش در سال ۵۷ در گفت‌وگو با دویچه‌وله از زوایای پنهان زندگی او می‌گوید. ژنرال جهانبانی بنیان‌گذار تیم آکروجت تاج طلایی پیش از انقلاب بود.

  • تاریخ عکس: بین سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۹

    سپهبد نادر جهانبانی متولد ۲۷ فروردین سال ۱۳۰۷ از خلبانان ویژه نیروی هوایی ارتش ایران پیش از انقلاب اسلامی بود. از او به عنوان یکی از بهترین خلبانان عصر خود نام می‌برند.





سپهبد خلبان نادر جهانبانی معروف به "ژنرال چشم آبی"، از خلبانان ویژه نیروی هوایی ارتش ایران پیش از
انقلاب اسلامی بود. از سپهبد جهانبانی به عنوان یکی از بهترین خلبانان عصر خود نام می‌برند. او بنیان‌گذار و سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی ایران بود.

پدر سپهبد نادرجهانبانی، امان‌الله جهانبانی از فرماندهان ارتش، وزیر و سناتور بود. مادر او نیز روس‌تبار بود. همسر نادر جهانبانی فرخ زنگنه و دو فرزند او انوشیروان و گلنار نام دارند.

نادرجهانبانی در سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه خلبانی نیروی هوایی روسیه شد. پس از اتمام تحصیلات وارد نیروی هوایی ایران شد و با درجه ستوان یکمی خدمت کرد. پس از آن نادرجهانبانی برای آموزش دوره خلبانی جت راهی آلمان شد. نادر جهانبانی در آلمان با لیدر تیم آکروجت آمریکا آشنا می‌شود و از طریق او فنون آکروباسی هوایی با هواپیمای جت را فرا می‌گیرد. سپهبد نادر جهانبانی پس از بازگشت به ایران اولین تیم آکروجت ایران را به تشکیل می‌دهد.

نادر جهانبانی تیم آکروجت تاج طلایی را در سال ۱۹۵۸ بنیان نهاد. یک سال پس از تشکیل تیم آکروجت تاج طلایی، در مسابقه‌ای با حضور ایران، نیروی هوایی آمریکا و نیروی هوایی بریتانیا، تیم ایران مقام نخست را به دست آورد. تیم آکروجت تاج طلایی ایران تا زمان انحلال آن یعنی در بهمن‌ماه سال ۱۳۵۷، جزو قدرتمندترین تیم‌های آکروباسی هوایی با هواپیمای جت در دنیا بود که در چندین رقابت بین‌المللی، مقام‌هایی را نیز کسب کرده بود.

با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷، سپهبد نادر جهانبانی دستگیر و ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ به حکم صادق خلخالی، حاکم شرع وقت، در پشت‌بام مدرسه علوی تیرباران شد.

بشنوید: گفت‌وگو با انوشیروان جهانبانی فرزند سپهبد نادر جهانبانی

از خاطرات متفاوت منتشر شده‌ خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران که در جنگ ایران و عراق شرکت کردند و پیش از انقلاب نیز در نیروی هوایی خدمت می‌کردند می‌توان فهمید سپهبد نادرجهانبانی از محبوب‌ترین چهره‌ها بین پرسنل نیروی هوایی پیش از انقلاب بوده است.

چندین صفحه به نام سپهبد نادر جهانبانی در سایت فیس‌بوک وجود دارد. کافی است نام "جهانبانی" و کلمه "پل کارون" را با هم در سایت گوگل جستجو کنید تا صدها صفحه اینترنتی بیابید که همه با یک مضمون، داستان گذشتن سپهبد جهانبانی با هواپیمای جت از زیر پل کارون را بازگو می‌کنند. در نمونه‌ دیگری، روایت کرده‌اند که سپهبد جهانبانی برخلاف دستور محمدرضا شاه پهلوی، با پرواز به سمت عراق، کاخ صدام را بمباران کرد و به ایران بازگشت. یا مثلا نوشته‌اند او برخلاف نظر کارشناسان آمریکایی یک هواپیمای جت را از روی جاده به پرواز درآورد و میلیمتری از بالای ساختمان‌های اطراف، هواپیما را رد کرد. داستان‌های زیادی درباره او در سایت‌های اینترنتی و فضای مجازی وجود دارد که برخی واقعی هستند و برخی حقیقت ندارند.

حدود ۳۵ سال پس از تیرباران سپهبد خلبان نادر جهانبانی، فرزند او انوشیروان جهانبانی در گفت‌وگو با دویچه‌وله برای اولین‌بار از ناگفته‌های زندگی پدرش و تیم آکروجت تاج طلایی ایران می‌‌گوید.

انوشیروان جهانبانی فرزند سپهبد نادر جهانبانی در زمان وقوع انقلاب اسلامی ۳۰ ساله بوده است. او که برای تحصیل به آمریکا رفته بود، پس از کسب بالاترین مدرک خلبانی در آمریکا به ایران بازگشت و تا زمان وقوع انقلاب، مدیرعامل شرکت هواپیمایی "ایرتاکسی" بود. او نیز یک هفته پس از تیرباران سپهبد نادر جهانبانی، دستگیر شد و ۵ ماه را در زندان گذراند.
گفت‌وگوی کامل با انوشیروان جهانبانی که اولین گفت‌وگوی رسانه‌ای فرزند سپهبد نادر جهانبانی است را در فایل صوتی این گفت‌وگو بشنوید. فشرده‌‌ مهم‌ترین بخش‌های سخنان انوشیروان جهانبانی را در زیر می‌خوانید:

کدام روایت‌ها درباره سپهبد نادر جهانبانی نادرست است؟

• خوشحالم که این بحث را پیش آوردید. متاسفانه خیلی از این داستان‌ها غلو است. این داستان‌ها بیشتر به ضرر پدرم است تا به نفع ایشان. مثلا این‌که پدرم با هواپیما از زیر پل کارون پرواز کرد دروغ است. این کار بی‌انضباطی است و پدرم خلبان بسیار با انضباطی بود و ابدا چنین کاری نمی‌کرد و این داستان سال‌های سال است که روایت می‌شود. داستان غیرواقعی دیگر این است که پدرم بدون اجازه پادشاه به عراق پرواز کرد و هواپیماهای عراقی ایشان را محاصره کردند و به بغداد بردند و پدرم با مهارت از چنگ آن‌ها فرار کرد. این داستان از ابتدا تا انتها دروغ است.

• یکی دیگر هم این‌که می‌گویند پدرم فانتوم را از روی جاده بلند کرده است، آن هم در حالی که تمام آمریکایی‌هایی که آن‌جا بودند، می‌گفتند این کار خیلی اشتباه و خطرناکی‌ست. پدرم هیچ وقت چنین کاری نکرده است. متاسفانه این داستان‌ها مدام دارد بیشتر و بزرگ‌تر می‌شود و زیاد باعث افتخار نیست. پدرم خلبان شجاعی بود ولی خلبان بسیار با انضباطی بود. او هیچ وقت کاری نمی‌کرد که درس بدی برای خلبان‌های جوان‌تر باشد. کارهای دیگری می‌کرد. شجاعت‌شان در پرواز فوق‌العاده بود یا هنر خلبانی‌ که در آکروجت نشان داد.

کدام روایت‌ها درباره سپهبد نادر جهانبانی حقیقت دارد؟

• داستانی که حقیقت دارد این است که در یکی از دوره‌هایی که به پدرم آموزش آکروجت می‌دادند، یکی از خلبانان جوان از بغل به بال هواپیمای پدرم زد. جفت هواپیماها صدمه زیادی دیدند. پدرم به خلبان جوان دستور می‌دهد که با چتر نجات از هواپیما بیرون بپرد. خودش ولی با سختی هواپیمایش را روی باند نشاند.

روزی که پدرتان در وقایع انقلاب دستگیر شد، شما چگونه با خبر شدید؟

• پدرم روز آخر در پست نیروی هوایی در دوشان تپه بود. بعدازظهر روز انقلاب بود. من هر یک ساعت یک‌بار با ایشان صحبت می‌کردم. آخرین باری که با پدرم صحبت کردم ساعت ۷ شب بود. از ساعت ۸ شب به بعد هر چه قدر زنگ ‌زدم می‌گفتند نیست، تا این‌که آخرهای شب بالاخره یک افسری گفت پدرتان را بردند به آن مدرسه (رفاه). دیگر نتوانستم با پدرم تماس داشته باشم، اجازه هم نمی‌دادند بروم ایشان را ببینم. بعد از گذشت یک‌ماه، یک روز که در حال رفتن سر کار بودم از رادیو این خبر وحشتناک (تیرباران سپهبد نادر جهانبانی) را شنیدم.

سپهبد نادر جهانبانی چرا مانند بسیاری از ارتشیان با وقوع انقلاب از ایران نرفتند؟

• اتفاقا آن موقع من به پدرم خیلی اصرار می‌کردم که از ایران خارج شود چون هواپیما هم در دست‌مان بود. هم از راه ایران‌ایر و هم از هواپیمای خودمان می‌توانستیم از ایران بیرون برویم. پدرم ولی همیشه می‌گفت من سرباز این وطن هستم و وظیفه‌ام است که در این‌جا بمانم. می‌گفت امکان ندارد مملکتم را رها کنم. حتی وقتی هم که شاه رفت، گفتیم حالا رئیس‌تان هم که رفت، گفت نه وظیفه‌ی من است در این مملکت بمانم. به‌هیچ عنوان قانع نشد که از ایران برود. فکر می‌کنم اگر از ایران رفته بود، هر روز زجر می‌کشید. جای پدرم همان مملکت خودشان بود.

بعد از اعدام نادر جهانبانی شما به چه جرمی دستگیر شدید و چه مدت زندان بودید؟

• چون مدیرعامل شرکت هواپیمایی ایر تاکسی بودم، چون فامیلم جهانبانی بود، چون پدرم تازه اعدام شده بود و برای همین دلایل هم من را گرفتند. وقتی آن شب از آن آقای بازجو پرسیدم به چه اتهامی من را گرفته‌اید، گفت اتهامی وجود ندارد. اسمت را که چاپ کنیم، حتما خیلی‌ها شکایت خواهند کرد. پنج ماه منتظر بودیم. کسی هم شکایت نکرد.

همین‌طور در بسیاری از صفحات اینترنتی متنی با عنوان دفاعیه سپهبد جهانبانی در دادگاه وجود دارد. آیا نوشته یا متنی از جریان دادگاه ایشان وجود دارد؟

• درباره دادگاه خیلی چیزها نوشته شده که به نظر من خیلی دور از حقیقت هستند. واقعا چه در دادگاه پیش آمد، ما نمی‌دانیم. بسیاری از این نوشته‌ها غلو هستند، خیلی جمله‌ها وجود دارد که پدرم هیچ وقت نمی‌گفت و این جمله‌ها را بعدها مرتب اضافه می‌کنند. خدا می‌داند که واقعا در دادگاه چه گذشته است. انشاالله که یک روزی بتوانیم بفهمیم واقعا چه گذشت. البته یک نوشته‌ای با دست‌خط خودشان وجود دارد که از ما خداحافظی کرده است. یک چیز دیگری هم که داریم ساعتی است که پدرم دستش بود و الان دست من است و این باارزش‌ترین چیزی است که من در زندگی‌ام دارم.

مدتی که در زندان بودید، از هم‌بندی‌ها یا کسانی که نگهبان پدر شما بودند، احتمالا چه کسانی را دیدید یا چه چیزهایی شنیدید؟

• یکی از شانس‌های من این بود که خیلی از کسانی که با پدرم از همان اول زندان بودند، با من هم‌ هم‌زندان بودند. خیلی درباره پدرم سئوال کردم، خیلی اطلاعات گرفتم. همه و همه از شجاعت و خونسردی پدرم تعریف می‌کردند. حتی یکبار یک نگهبان داشت مرا برای ملاقات با مادرم می‌برد، چشمم هم طبق معمول بسته بود. او از من پرسید چه نسبتی با آن سپهبد جهانبانی داری. گفتم پسرشان هستم. سکوت کرد. پرسیدم در زندان پدرم را دیدید؟ گفت بله من نگهبانش بودم. گفتم چه طور بودند؟ گفت من تا حالا آدم به این شجاعی ندیدم، مثل سنگ بود. فکر می‌کنم تعریف از دشمن بزرگ‌ترین ارزش را دارد.

و بعد چه‌طور از زندان آزاد شدید و چه زمانی از ایران خارج شدید؟

• همان‌طور که بی‌حساب به زندان رفتم، بی‌حساب هم آزاد شدم. چیزی ضد من نداشتند. روز آخر که من را به بازجویی بردند، آن پرونده‌ای که مرتب می‌گفتند خیلی قطور است، خیلی قطور است، دو صفحه‌ای بود که خودم نوشته بودم و دو صفحه هم امضای کارمندان شرکت ایرتاکسی به نفع من وجود داشت. این تنها چیزی بود که در پرونده‌ام وجود داشت. آزادم کردند. بعد از یکماه هم بالاخره توانستم از ایران خارج شوم.

پیش از این گفتید که کدام داستان‌ها درباره پدرتان واقعی است و کدام یک نادرست است. شاید یکی از دلایلی که داستان‌های خیلی زیادی درباره‌ی پدرتان به‌وجود آمده، این است که شما یا شخص دیگری از خانواده‌تان در تمام این سال‌ها گفتگویی نکرده‌اید. چرا در این زمینه اطلاع‌رسانی نکردید یا حداقل کمتر کرده‌اید؟

• درباره این داستان‌ها به صورت خصوصی من برای مردم توضیح می‌دادم که واقعی نیست و دروغ است. جواب جالبی که همیشه می‌گیرم این است که "نه آقا، تو نمی‌دانی، من می‌دانم". من نمی‌دانم چه‌طور من که پسرشان هستم از آن‌ها کمتر می‌دانم ولی یک جایی می‌رسد که بحث بی‌فایده است.

من فکر نمی‌کنم احتیاجی باشد که من یا خواهرم برای پدرم تبلیغ کنیم. کارهای پدرم خودش نماینده زندگی‌اش است. به اضافه‌ی اینکه من اصولا آدم توداری هستم و خیلی اهل صحبت کردن نیستم. این هم اولین‌بار است که با یک روزنامه‌نگار صحبت می‌کنم. من خیلی اهل این کار نیستم. همین که مردم درباره پدرم می‌نویسند بزرگترین افتخار برای من است.
اگر سخن نگفته‌ای درباره زندگی سپهبد نادر جهانبانی و تیم آکروجت تاج طلایی مانده است، بفرمایید.

• چیزی که برای من خیلی جالب است صفحات مختلفی است که درباره پدرم در فیس‌بوک وجود دارد. من با این اشخاص (ادمین‌های این صفحات فیس‌بوک) تماس گرفتم. جالب این است که این اشخاص افرادی هستند که همه بعد از انقلاب دنیا آمده‌اند و اصلا پدرم را نمی‌شناختند. ازشان می‌پرسم چرا این‌قدر به پدرم علاقه دارند جواب می‌دهند پدرم برای‌شان قهرمان و الگوی شجاعت است. خیلی جالب است که مردم درباره پدرم چه می‌نویسند.

اتاقی برای بعد از اتمام و نابودی دنیا! +عکس


خبرآنلاین: اگر روزی فاجعه ای باعث از بین رفتن کره زمین شود، با دو میلیارد بذر و تخم گیاهان و محصولات کشاورزی که در اینجا نگهداری می شود، انسان های بعدی مشکلی نخواهند داشت.

اینجا معروف به "طاق قیامت " در منطقه سردسیر و قطبی نروژ و محل نگهداری 2 میلیارد بذر و تخم گیاه از سراسر جهان است.

تصاویر نادر از این مکان توسط جیم ریچاردسون گرفته شده که بیش از 4.5 میلیون گونه گیاهی از سراسر جهان در آنجا نگهداری می شود.

بزرگترین بانک بذر  تخم و هر انچه در مورد کشاورزی تصور کنید، در اینجا یافت می شود. بذرها درون پاکتهای مخصوص جاسازی شده و درون پلاستیک ها و بعد قفسه های آهنی با درجه حرارت منفی 18 درجه نگهداری می شود. در واقع در چنین دمایی سعی می شود بذرها بدون اینکه رشد پیدا کنند، نگهداری شده تا روزی که انسان بعدی نیاز به آنها دارد، از آنها برای کشاورزی و زندگی بعدی استفاده کند.

این مکان بالا کوهستانی در لانگیربایرن در منطقه اسوالبارد قرار دارد.

"طاق قیامت" در سال 2006 با هزینه 4 میلیون دلار توسط کاری فالر ساخته و افتتاح شد.



























این دوربین، از فکر شما عکس می گیرد


 نئوروکام این هفته غوغا به پا کرد.

ابزاری که با اتصال به آیفون کار کرده و شامل یک آئینه و خوانش امواج مغزی بوده و به آنچه مثلا فکر می کنید، هنگام نگاه کردن به آن، فعال شده و با استفاده از شاتر دوربین متصل به سر کاربر، کار می کند.
مهمترین قسمت نئوروکام سنسور و حسگری است که امواج مغزی را به سر شما منتقل می کند. این حسگر می تواند فعالیت مغزی شما را رصد کرده و به شماره 60 (صفر تا 100) برسد و با فرمان به آیفون، عکس گرفته شود و عکس مورد همان چیزی شود که شما به اصطلاح به آن فکر می کردید یا آن را می دیدید!
نئوروکام
همچنین نیاز به نگهدارنده مخصوص هستید تا آیفون به صورت فلت روی سر شما (طبق تصاویر) قرار بگیرد. شاید بتوان با این ابزار تشخیص داد که مشتریان در انبار یا فروشگاه علاقمند به خرید کدامیک از اجناس هستند.
موقعیت یابی، انجام مپینگ mapping یا نقشه سازی از آنچه دیده می شود و بعد فکر می شود، به گفته نیکومیمی مبدع این ابزار در ساخت آنچه تصور می شود، نقش داشته است.
کمپانی سازنده در سال 2012 نیز ابزار موسوم به Cat Ears (خوانش امواج مغزی) را عرضه کرد.
تنها مشکلی که فعلا چاره ای برای آن اندیشیده نشده، قرار گرفتن طولانی مدت گوشی آیفون کنار گوش است که باعث اذیت کاربرمی شود.
در آینده دوربین کوچکتر و مخصوص به این کار شبیه عینک گوگل ممکن است به توسعه این ابزار بشتابد.
نئوروکام


دانستني‌هاي جالب درباره كره زمين

















خورشيد را 9 سياره احاطه كرده‌اند كه در بين آنها كره زمين از نظر فاصله با خورشيد، سومين كره است و از چهار سياره داخلي بزرگ‌تر است.
از پنج سياره بيروني، چهار تاي آنها از كره زمين بزرگ‌تر هستند. زمين در مداري گردش مي‌كند كه هيچ وقت از 5/91 ميليون مايل به خورشيد نزديك‌تر نمي‌شود و از 5/94 ميليون مايل دورتر نمي‌شود.

جالب‌تر اينجا است كه اين مدار تقريباً دايره مانند است و اگر غير از اين بود زندگي روي كره زمين غير ممكن مي‌شد زيرا حيوانات و گياهان در زمستان از سرما يخ مي‌زنند و در تابستان از گرما كباب مي‌شدند. ‏

زمين در مقايسه با كائنات يك كره جوان و جديد است با اين حال زمين حدود 5/4 هزار ميليون سال عمر دارد. كشف اين موضوع از بررسي‌هاي انجام شده توسط راديواكتيو كه در تعيين عمر سنگ‌ها از آن استفاده مي‌شود، به دست آمده است.

تمامي عناصر راديواكتيو همانند اورانيوم كه براي عكس العمل تعيين شده به كار مي‌رود، به عناصر مختلف در ميزان ثابتي، تغيير شكل مي‌دهند.

به وسيله اندازه گرفتن اين دو، يعني مقدار عنصر راديواكتيو اصلي و عنصر راديواكتيو تغيير شكل يافته، مي‌توان عمر تشكيل سنگ را حساب كرد. قديمي‌ترين سنگ‌هايي كه تا كنون به دست آمده‌اند حدود 3 هزار ميليون سال عمر داشته‌اند ولي به طور يقين زمين سال‌هاي طولاني قبل از اين كه سطح سنگ‌ها شروع به تشكيل يافتن كنند، وجود داشته است. ‏

اگر چه ستاره شناسان و سياره شناسان چندين تئوري درباره چگونگي بوجود آمدن زمين و بقيه سيارات منظومه شمسي ارائه داده‌اند ولي هنوز شك و ترديد فراواني در رابطه با مبدأ تشكيل زمين وجود دارد.

هر كدام از اين تئوري‌ها بايد شامل اين واقعيت باشد كه تمامي سياره‌هاي بزرگ‌تر در مدار دايره مانندي در اطراف خورشيد گردش مي‌كنند و اين مدارها تقريباً در يك سطح نزديك هم قرار مي‌گيرند. حقيقت ديگري كه بايد توضيح داده شود اين است كه تمامي كرات در يك جهت به دور خورشيد مي‌چرخند و آن در جهتي است كه خورشيد به تناوب دور مي‌زند.

حتي عجيب‌تر اين كه فاصله كرات مختلف از خورشيد از نظر رياضي به وسيله يك معادله ساده با هم نسبت دارند و به نام قانون «باد» ناميده مي‌شود. البته ممكن است اين فقط يك تصادف و اتفاق باشد يا احتمال دارد رابطه با مبدأ اصلي منظومه شمسي داشته باشد. ‏

در اينجا دو تئوري اصلي به وجود مي‌آيد يكي اين كه يك رشته طولاني از بخار داغ به وسيله نيروي جاذبه سياره ديگري كه از نزديكي خورشيد مي‌گذشته از خورشيد جدا شده و پايين افتاده است سپس به تدريج بخار داغ، خنك و منقبض شده و تبديل به گلوله‌هاي جامدي شده است كه همان كرات هستند.

تئوري ديگر كه احتمال بيشتري دارد عبارت است از اين كه در اصل يك توده بخار و غبار وجود داشته كه در حال چرخش دايره مانند بوده است.

چرخش‌ها و گردبادهاي اين توده تكامل حاصل كرده و هسته‌هاي مركزي كرات ايجاد شده است. هر كدام از اين هسته‌ها به تدريج بزرگ‌تر شدند زيرا نيروي جاذبه آنها هر زمان بيشتر و بيشتر اجسامي را كه در فضاي لايتناهي اطرافشان پراكنده بودند به طرف خود جذب مي‌كردند.

خورشيد در مركز اين دايره‌اي كه بخار و غبار به صورت ابر تيره در آمده واقع شده بود، زمين يكي از گرد بادها بوده است.‏

كره زمين با سرعت 5/18 مايل در ثانيه به دور خورشيد در حال حركت است. همانند تمامي اجسام ديگري كه در مدارهاي هيأت، حركت و راهشان از قوه ميل به مركز پيروي مي‌كنند درست همانند پوست حلزون بسيار بزرگي كه روي يك نخ نامريي قرار داشته باشد.

همان طور كه كره دور مي‌شود نيروي ميل به مركز به وسيله كشش نيروي جاذبه زمين بين خورشيد و كره زمين ايجاد مي‌شود. اگر كره زمين از دور زدن باز بايستد روي خورشيد سقوط خواهد كرد. ‏

خوشبختانه در فضا بخار آن قدر وجود ندارد كه گردش زمين را آهسته كند و فقط از اندازه مدار زمين به طور بسيار ملايمي كاسته مي‌شود.‏

زمين در فضا به شكل مارپيچ در حال حركت است به علاوه اين كه كره زمين از مغرب به مشرق روي محور خودش هر بيست و چهار ساعت يك بار مي‌چرخد.‏‎ ‎اندازه گيري‌هاي جديد صورت گرفته نشان مي‌دهند كه محور شمالي جنوبي كره زمين جنبش نسبتاً مختصر و نامنظمي دارد. همچنين ساعت‌هاي بسيار دقيق نشان مي‌دهند كه طول روزها به طور بسيار ملايمي تغيير مي‌كند.

البته به عقيده بسياري از صاحب نظران اين طولاني شدن ملايم روزها به دليل زياد شدن جزر و مدهاي انرژي محرك گردش زمين است. البته اساس جزر و مدهاي دريا به واسطه كشش نيروي جاذبه ماه است.‏

خوشبختي بشري كه روي زمين زندگي مي‌كند در اين است كه زمين تندتر نمي‌چرخد وگرنه وقتي كه نيروي گريز از مركز از نيروي جاذبه بيشتر مي‌شد زمين و تمامي متعلقاتش در فضا پخش مي‌شدند. ‏

يك نكته جالب در مورد زمين اين است كسي كه روي خط استوا زندگي مي‌كند در واقع از كسي كه در هر يك از قطب‌هاي زمين است تندتر حركت مي‌كند. حركت زمين در خط استوا تندتر از دو قطب است.‏

اندازه گيري‌هايي كه روي حركت و جنبش ستاره‌هاي كوچك مصنوعي كه به وسيله راكت به فضا پرتاب شده‌اند نشان مي‌دهند كه نه فقط زمين در دو قطب كمي پهن‌تر است بلكه كمي هم به شكل گلابي است.

زمين يگانه كره‌اي است كه روي آن اقيانوس وجود دارد و داراي هوايي به نسبت چهار پنجم ازت و يك پنجم اكسيژن است. همچنين زمين شامل هسته مركزي مذابي است به قطر 3 هزار مايل و به طور قطع حرارت مركز آن چندين هزار درجه سانتي گراد است.

به احتمال زياد قسمت بزرگي از اين حرارت از راديواكتيو معادن داخل زمين حاصل مي‌شود.‏

قشر زمين يا ورقه رويي آن حدود 25 مايل ضخامت دارد. فاصله بين قله اورست تا «مارياناز ترانش» گودترين نقطه اقيانوس آرام، حدود 12 مايل است و نيز تقريباً 78 درصد سطح زمين از آب پوشيده شده است.‏