۲۹ اسفند ۱۳۹۲

نوروز از عهد باستان تا امروز

روزگارنو: پس از ورود اسلام به ایران، نوروز همچنان به عنوان یک جشن ملی مورد تأئید ضمنی قرار گرفت و بر محتوای معنوی آن نیز افزوده شد. این یادگار ملی و مذهبی به عنوان میراثی ارزشمند امروزه نیز از جایگاه رفیعی در بین جشنهای دیگر ملل برخوردار است . و با آئین ها و آداب و رسوم خاص سوری تا سیزده بدر همراه است.



اشاره: سرانجام تلاش‌های چندین ساله، فرهنگمداران و فرهنگ دوستان، به ثمر نشست و نوروز ایرانی به عنوان میراث فرهنگی بشری در سازمان علمی، فرهنگی یونسکو به ثبت رسید و در مجمع جهانی سازمان ملل نیز در شمار روزهای رسمی تقویم سازمان ملل قرار گرفت. پذیرش این میراث معنوی مشترک توسط مراکز مهم علمی و فرهنگی و حتی سیاسی جهانی حکایت از ظرفیت و توان قدرتمند فرهنگ ملی ایرانیان و این روز پراهمیت در تاریخ زندگی ملت‌هایی دارد که نوروز ایرانی را گرامی می‌دارند و آن را ارج می‌نهند.

ضمن تبریک یک به مناسبت فرا رسیدن نوروز باستانی به همه هموطنان عزیز در سراسر جهان و بویژه کشورهای حوزه فرهنگی ایران، مختصری دربارۀ نوروز این جشن باستانی و ملی با استفاده ازمنابع گوناگون از جمله کتاب نوروز پرویز اذکایی از نظر گرامیتان می‌گذرد:

مختصری دربارۀ نوروز

واژۀ نوروز: «نوروز» واژه‌یی است که بر نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی، آنگاه که آفتاب به برج حمل انتقال می‌یابد، اطلاق می‌شود و در اصطلاح بر جشن سر سال پارسی ـ ایرانی، که در روز نخست فروردین ماه برابر با 21 مارس، مسیحی ـ آغاز فصل بهار ـ برگزار می‌شود، گفته می‌شود.

اصل پهلوی این واژه «نوک‌روچ (Nok Roč...) یا «نوگ‌روز» (Nogroz...) بوده است، چنانکه در برخی از «فارسیّات» ابونواس آمده است:

بحق المهرجان و نوک روز

و فرخ روز ابسال الکبیس

و النّوک روز الکِبار

وَ جشنُ گاهنبار

«بیرونی» گوید: «از رسم‌های پارسیان نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه، و زینجهت روز نو نام کردند، زیراک پیشانی سال نو است. آنچ از پس اوست از این پنج روز همه جشنهاست.1

«نوروز» در زبان عربی، به ریخت فارسی آن بکار رفته و هم معرَّب آن بگونۀ «نیروز» چنانکه در بیتی از جَریر خَطفی آمده است:

عَجَبتُ لِفَخرِ التَّغلَبی وَ تَغلَبُ

تؤدّی جَزی النیّروز خضعاً رقابها

پیدایی نوروز: بیشتر تاریخ‌نویسان و صاحبان فرهنگها، «جمشید» پادشاه پیشدادی را پایه‌گذار نوروز دانسته‌اند، «مسعودی» گوید:

«بیشتر مردمان بر این اعتقادند که نوروز در روزگار او پدید آمد و در پادشاهی‌اش آیینی شد ». 3
اگرچه در کهنترین کتاب ایرانی، یعنی اوستا از نوروز نامی نیست، لیکن از جمشید «یم Yima» یاد شده است و به نوآوری‌های او اشاراتی رفته است.

همچنین در تاریخُ الاُمَم وَ المُلوک محمّد بن جریر طبری و ترجمۀ آن از ابوعلی محمّد بن بلعمی وزیر آمده است:

«... و علما را بفرمود (جمشید) که آن روز که من بنشستم به مظالم شما نزد من باشید تا هرچه در او داد و عدل باشد بنمایید تا من آن کنم و آنروز که بمظالم نشست روز هرمز بود از ماه فروردین پس آن روز (رسم) کردند ... 4



شاعران ایرانی در دورۀ اسلامی بسیار مکرر کرده‌اند که نوروز از جمشید یادگار است، چنانکه استاد حکیم فردوسی آورده است:

«چو آن کارهای وی آمد بجای

ز جای مهی برتر آورد پای

به فرّ کیانی یکی تخت ساخت

چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون بگردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته بر او، شاه فرمان روا

جهان انجمن شد بر تخت اوی

شگفتی فرو ماند از بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را، روز نو خواندند

سر سال نو، هرمز فروردین

برآسوده از رنج تن، دل زکین

به نوروز نو، شاه گیتی فروز

بر آن تخت بنشست فیروز روز

بزرگان به شادی بیاراستند

می ورود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرّخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار5

قریب به همین مضمون «بیرونی» در آثار الباقیه به نقل آورده است:

«و باز عید بودن نوروز را چنین گفته‌اند که چون جمشید برای خود تخت بساخت در این روز بر آن سوار شد و جن و شیاطین آنرا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفتند ».

هر چند این گفته ها براساس روایات افسانه‌یی و اساطیری بازگویی شده است و به قول بیرونی «هیچ عقلی آنها را نمی‌پذیرد...، ولی مقصود ما آن است که تواریخ را بدست آوریم نه آن که آن گفته‌ها را انتقاد کنیم ».7

چگونگی جشن نوروز:
جشن که به فارسی امروز به معنای عید و روز شادمانی عمومی و ملی است، از واژۀ «یَسن/ یَسنه» اوستایی به یادگار مانده است. هم این واژه در پهلوی «یَزشن» به معنای ستایش و پرستش است، زیرا اصولاً تمام اعیاد ایرانیان باستان، دینی بوده است. نظیر این جشن در سایر ادیان قدیم و جدید نیز موجود است که آنرا عید اموات گویند.

شرح این عید به اختصار چنین است:

ایرانیان باستان عقیده داشتند که «اهورامزدا» پیش از پدید آوردن جهان مادی، جهان مینوی را آفرید و در آن، صور انواعی از جهان هستی بوجود آورد.

اهورامزدا این جهان را به یاری شش مهین فرشته (= امشاسپندان) اداره می‌کند که خود در رأس آنان قرار دارد. پس از این امشاسپندان یا «یزت»‌ها = ایزدان، «فروشی»‌ها یا مینوی‌های نگهبان هستند که تعدادشان زیاد است و سراسر آسمان ایران را این فرشتگان فرا گرفته‌اند».

«فره‌وشی» در اوستا و «فرورتی» پارسی باستان و «فَرَه‌وَهر/ فروهر» در پهلوی، به معنای نگاهدارنده و پوشاننده، جوهری ازلی است که پیش از آفرینش هر آفریده‌یی، از سوی اهورا مزدا مأمور نگهداری آن آفریدۀ جهان خاکی گردیده و این غیر از «روان» است.

«پیش از آنکه اهورامزدا جهان خاکی را بیافریند، فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را بنوبۀ خود برای نگهداری آن آفریدۀ جهان خاکی فرومی‌فرستد و پس از مرگ آن آفریده فروهر او دیگر باره به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند. اما هیچگاه کسی را که به وی تعلق داشت فراموش نمی‌کند و هر سال یکبار بدیدن وی می‌آید و آن هنگام جشن فروردین است، یعنی روزهایی که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد ». 8

پس هنگام فرود آمدن این فروهرها به زمین و مدت توقف آنها را جشن فروردگان نامند که یکی از شش جشن سال و آخرین «گاهنبار» و در آیین مزدیسنا اوقات خلقت بشر است، چنانکه در اوستا آمده:

«فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می‌ستاییم که در هنگام هَمَسپَتمَدُم از آرامگاه‌های خود بیرون شتابند و در مدت ده شب پی در پی در اینجا برای آگاهی یافتن بسر برند ». 9

گاهنبارها:
در برهان قاطع نوشته است:

«گاهنبارها ـ ... و گاهنبار، این دو لغت یک معنی دارد و آن شش روزی است که خدای تعالی عالم را آفرید و اول هر گاهی نامی دارد و در اول هر گاهی جشنی سازند ». 10

همانطور که در دین‌های سامی، آفریدگار، جهان هستی را در شش روز می‌آفریند، در دین ایرانیان کهن نیز اهورامزدا نیز آفرینش جهان مادی را در شش گاهنبار به انجام رسانده است.

بهیزک:
ایرانیان قدیم، هر یک از دوازده ماه سال را سی روز تمام به شمار می‌آورده‌اند و هر یک از روزهای ماه را به نام یکی از ایزدان می‌خوانده‌اند. و چون سال خورشیدی، 365 روز و ربعی است، پنج روز زیادتی سال را (5=30×12-365) کبیسه می‌گرفته‌اند. این کبیسۀ سال را در عربی «خمسّ مسترقه» و در فارسی پنجۀ دزدیده و در پهلوی بهیزک و «وهیجک» پنجه‌وه، اندرگاه نامیده‌اند.

فروردگان:
هر یک از جشنهای ششگانۀ گاهنبارها پنج روز به طول می‌انجامیده است و آخرین روز هر گاهنبار مهمترین روز هر جشن بوده است. ششمین گاهنبار و انجامین آنها ـ گاهنبار ـ همسپتمدم ـ که گاه آفریده شدن آدم و نیز هنگام فرود آمدن فروهرهای پاکان در گذشته است، مصادف بوده است با روزهای بهیزکی (پنجروزۀ مکبوسۀ پایان سال). در پی آخرین روز این گاهنبار و بهیزک (= وهیشتواشت گاه ـ روز) آغاز فروردین ماه بوده است، و وجه تسمیۀ فروردین به مناسبت موافقت میان این اسم با فروردگان، هنگام نزول فروهران که گونه‌یی از واژۀ «فره‌وشی» ـ ایزد نگهبان آدمی است.

اما جشن فروردگان برخلاف پنج جشن گاهنباری دیگر ـ که هر یک پنجروز بوده ـ در ده روز برگزار می‌شده است، چنانکه بیرونی در آثار الباقیه گوید:

«و در این روز ایرانیان با یکدیگر اختلاف دارند، برخی می‌گویند که آن اندرگاه است که خمسۀ لواحق آبانماه و آذرماه باشد و چون اختلاف در آن زیاد شد و تنازع در آن نمودند برای احتیاط هر دو را عید گرفتند. زیرا یکی از ارکان دین ایشان می‌باشد. پنج روز اول را فروردگان اول گفتند و پنج روز آخر را فروردگان دوم، و این فروردگان از اولی بهتر است».

همچنین «به توسط مورخین نیز می‌دانیم که این جشن ده روز بوده است، خسرو انوشیروان در مدت ده روز جشن فروردگان سفیر امپراطور روم ـ ژوستین ـ را نپذیرفت، چه مشغول بجای آودن اعمال عید بود ». 11

بنابراین این جشن «= یسن» یعنی ستایش و نیایش، عیدی مذهبی بوده است، منتها به مناسبت اتفاق آن با نخستین روز اعتدال ربیعی و رویدادهای دیگر از سایر جشنهای ششگانه گاهنباری و از دیگر جشنهای چهارگانۀ فصلی و دوازده‌گانۀ شهوری و خلاصه از سایر اعیاد مذهبی، برتری و شکوه بیشتری داشته است، که اکنون نیز همان ویژگیها را نسبت به دیگر جشنها داراست.

اما سرور و شادمانی این جشن ده روزه، در پایان آخرین روز آن (= آخرین روز پنجه‌وه و گاهنبار هَمَسپَتمَدُم)، یعنی از نخستین روز سال نوین که «هرمزروز» ـ اول فروردین ماه ـ باشد آغاز می‌گردیده، چه اینکه ده روزۀ فرودگان اوقات فرود آمدن فروهران در گذشتگان و دیدار آنها از بازماندگان و هنگام «یسن» و سوگ بوده، چنانکه بیرونی در آثار الباقیه 12» می‌گوید:

«و پنج روز آخرین این ماه، اول آن روز اشتاد است که فروردگان نام دارد و در این روز در نواویس مردگان طعام و شراب در پشت خانه‌ها می‌گذاشتند و چنین گمان می‌کردند که ارواح مردگان از جایگاه ثواب و عقاب خود بیرون می‌آمدند و از آن طعام و شراب می‌خوردند و در خانه‌های خود سن دود می‌کردند تا آنکه مردگان از بوی آن بهره‌مند شوند و می‌گفتند ارواح ابرار گذشته به خانواده و اولاد و اقارب در این روز توجهی می‌کنند و مباشر امور در آنها می‌شوند، اگرچه آن ارواح را نبینند».

«خشوم ـ (ماه دوازدهم سغدی) در آخر این ماه اهل سغد بر مردگان پیشین خود گریه می‌کنند و برآنان نوحه می‌زنند و رویهای خود را می‌خراشند و برای مردگام طعام و شراب می‌برند، چنانکه ایرانیها در فرودگان بهمین طریق رفتار می‌کرده‌اند و سبب اینکه در آخر این ماه این کار را می‌کرده‌اند، این است که پنجه دزدیدۀ اهل سغد چنانکه در پیش گفته شد در آخر این ماه است... 13».

نوروز در زمان هخامنشیان:
گرچه اطلاعات دقیقی از نوروز در این دوره از تاریخ ایران در دست نیست، لاکن در اینکه آیینهای این جشن در روزگار آنان مرسوم بوده است تردیدی نیست. از تحقیقاتی که در تطبیق نوروز ایرانی و نوروز قبطی (= مصری) و تأثیر و تأثر آندو، به عمل آمده، برمی‌آید که نوروز ایرانی در زمان داریوش اول هخامنشی و هم به وسیلۀ او در مصر رایج گردید. و هم می‌دانیم که برخی اصول گاهشماری مصری را ایرانیان اقتباس کردند. و در مقابل، آیینهای نوروز ایرانی تأثیر فراوانی در مراسم نوروز قبطی، به احتمال قریب به یقین از زمان همو به جای گذارده است.

از همین جا توان دانست که نوروز و برگزاری آداب و رسوم آن در زمان هخامنشیان رونقی داشته است و همین داریوش شاه، بطوریکه از آثار بابلی برمی‌آید در نوروز هر سال به معبد «پل» مردوک ـ خدای بزرگ بابلی ـ می‌رفته است.

شاهان این سلسله در نوروز به بار عام می‌نشستند و از اطراف و اکناف کشور هدایایی به نزد آنان آورده می‌شد.

نوروز در زمان اشکانیان:
از چگونگی آیینهای نوروزی در روزگار اشکانیان، خبری در دست نیست. ولی از اجرای مراسم مهرگان می‌توان پی‌برد که نوروز، بویژه در میان عموم مردم به وسعت و با اهمیت، جشن گرفته می‌شده است. برخی اشارات در منظومۀ ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی که متن آن مربوط به عهد اشکانی است، مبین این موضوع است. به ویژه آنکه گویا در اثر عقب افتادن کبیسۀ سالها، جشن نوروز از موضع طبیعی ـ نجومی خود خارج گردیده بوده است:

چو گردشهای ایشان را بدیدند

ز آذرماه روزی برگزیدند

کجا آنکه ز گشت روزگاران

در آذرماه بودی نو بهاران16

منم آذار و تو نوروز خرم

هر آیینه بود این هر دو با هم17

سر سال و خجسته روز نوروز

جهان پیروز گشت از بخت پیروز 18

نوروز در روزگار ساسانیان: از این دوره اخبار و اطلاعات فراوانی در دست است، که علاوه از برخی متون پهلوی، منابع عمده و مهم همانا، کتابهای ادبی و تاریخ عربی است، مانند آثار «جاحظ» و جز او.



نوروز پس از اسلام:

پس از ورود اسلام به ایران، نوروز همچنان به عنوان یک جشن ملی مورد تأئید ضمنی قرار گرفت و بر محتوای معنوی آن نیز افزوده شد. این یادگار ملی و مذهبی به عنوان میراثی ارزشمند امروزه نیز از جایگاه رفیعی در بین جشنهای دیگر ملل برخوردار است . و با آئین ها و آداب و رسوم خاص سوری تا سیزده بدر همراه است. از آئینهای دلپذیر جشن نوروزی، پیش‌کش کردن ارمغان‌هاست . به قول جاحظ شگفت نیست که: «ارمغان، دوستی ببار می‌آورد و مهر می‌کارد و کینه می‌زداید و پریشانی و پریشیدگی را برمی‌اندازد و مردمان را مهر ورز و گران دلان را نرم دل می‌کند».

نخستین رنگین‌کمان فرازمینی! +عکس

خبرآنلاین: پژوهشگران آژانس فضایی اروپا موفق شده‌اند تصاویری از نخستین رنگین‌کمان فرازمینی را در جو سیاره ناهید ثبت کنند، البته مکانیسم آن مشابه پدیده شکوه خورشید در زمین است.

دانشمندان آژانس فضایی اروپا موفق شده‌اند پدیده شکوه خورشید (glory) را که مشابه هاله‌ای رنگارنگ از نور است، در جو سیاره ناهید مشاهده کند. این اولین بار است که خارج از سیاره زمین، چنین رنگین‌کمانی دیده می‌شود و شکل و اندازه آن می‌تواند به حل معمایی چندین ده ساله در مورد مواد تشکیل دهنده جو این سیاره کمک کند.

وویسیچ مارکیویچ از موسسه پژوهش‌های منظومه شمسی ماکس پلانک در گوتینگن آلمان و یکی از اعضای این گروه اکتشافی می‌گوید: «تا پیش از این، هیچ‌گاه شکوه خورشیدی کاملی در خارج از محیط سیاره ما دیده نشده بود».

رنگین‌کمان‌های معمولی و شکوه خورشید هر دو در اثر فیلتر شدن نور خورشید به هنگام عبور از ریزقطرات ابرها شکل می‌گیرند. قطراتی که در کره زمین، از جنس آب هستند. ولی بر خلاف رنگین‌کمان‌های معمولی که عموما در آسمان شکل می‌گیرند و به همین دلیل ناظر زمینی می‌تواند آنها را به راحتی ببیند، شکوه خورشید روی زمین تشکیل می‌شود و تنها از بالا دیده می‌شود. رنگین‌کمان معمولی حلقه‌ای هفت‌رنگ به شعاع 54 درجه است، درحالی‌که شکوه خورشید شبیه چندین دایره متحدالمرکز کوچک و تودرتو هستند، درست مانند هاله قدیسانی که در نقاشی‌های قدیمی تصویر شده است.



شرح عکس:
شبیه‌سازی شکوه خورشید در زمین (سمت راست) و ناهید (سمت چپ)

دانشمندان حدس می‌زنند که شکوه خورشید زمانی رخ می‌دهد که نور خورشید در داخل قطرات به این سو و آن سو بازتابیده شود و در نهایت از همان سویی که وارد شده بود، خارج شود. در این حالت حلقه‌ای از نور تولید می‌شود که فقط به شرطی قابل رویت است که درست در مسیر خورشید و مرکز حلقه شکوه خورشید قرار بگیرید. برای شکل‌گیری این پدیده، ریزقطرات باید تقریبا کروی و تقریبا هم اندازه باشند.

البته مکانیسم دیگری برای شکل‌گیری شکوه خورشید وجود دارد که براساس پدیده پراش رخ می‌دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر،

متهم باکتریایی

از همان زمان که اولین طیف‌سنجی نور سیاره ناهید در دهه 1920/1300 تهیه شد، دانشمندان می‌دانستند که جو این سیاره ابراندود حاوی ابرهای «اسید سولفوریک» است، که می‌توانند پدیده جوی شکوه خورشید را تولید کنند. ولی عامل ناشناخته دیگری هم در جو سیاره وجود داشت که نور فرابنفش را جذب می‌کرد. دانشمندان نظریه‌های مختلفی در مورد عامل احتمالی این پدیده ارائه کرده‌اند، ولی هیچ یک از آنها اثبات نشده‌اند. مارکیویچ می‌گوید: «حتی چیزهای عجیب و باورناپذیری مانند باکتری‌ها هم به عنوان متهم احتمالی مطرح شده‌اند، ولی هیچ کس به درستی نمی‌داند چه چیزی عامل آن است».

در سال 2011/1390، او و همکارانش مدارگرد وینِس‌اکسپرس آژانس فضایی اروپا را به جایی هدایت کردند که بتواند این هاله‌های نور را در جو ناهید ببیند و در نهایت در 24 جولای آن سال / 3 مرداد 1390 موفق به عکس‌برداری از آن شدند. مشروح این پژوهش به‌تازگی در ژورنال ایکاروس منتشر شده است.




شرح عکس: شکوه خورشید در ناهید. این تصویر رنگ کاذب که از ترکیب طول‌موج‌های فرابنفش، مرئی و فروسرخ حاصل شده، شکوه خورشید را با وسعتی بیش از 1200 کیلومتر نشان می‎دهد. مرکز حلقه‌های تودرتو، دایره زردرنگ در سمت چپ تصویر است.

هاله نوری که در این تصاویر ثبت شده، 1200 کیلومتر پهنا دارد و به این معنی است که ذرات بالای ابرها باید همگی هم‌اندازه باشند تا چنین هاله بزرگی شکل بگیرد. گروه دریافت که قطرات اسید سولفوریک به تنهایی نمی‌توانند این پدیده جوی را توضیح دهند، ولی ذرات پوشیده‌شده با عنصر گوگرد یا ترکیب شده با کلرید آهن می‌تواند وجود آن را به‌خوبی توضیح دهد.

مارکیویچ می‌گوید: «این می‌تواند همان جذب‌کننده ناشناخته‌ای باشد که سالیان سال، دانشمندان به دنبال یافتنش بودند. نمی‌توان مطمئن بود، ولی می‌توانیم بگوییم که احتمالا یک قطعه از کل پازل را پیدا کرده‌ایم».

بهترین تصاویر فضایی هفته نشنال‏‌جئوگرافیک

خبرآنلاین: بهترین عکس‌های فضایی هفته به انتخاب سایت نشنال جئوگرافیک: از یخچال‌های هیمالیا و شعله‌های آتش زیر آسمان هاوایی تا رقص شفق در آسمان قطب و زمستان فضایی دریاچه میشیگان.

شعله‌های آتش زیر آسمان هاوایی



ترکیب شعله‌های آتش، چتر درختان و سوسوی ستارگان در کنار جاده مائونا کیا هاوایی تصویری بی‌نظیر خلق کرده است. در آسمان کاملا شفاف و نورانی این کمپ که در ارتفاع 1829 متر از سطح دریا قرار دارد، نشانه‌ای از چشم‌انداز خیره کننده‌ای است که در انتظار رصدگرانی نشسته که برای تماشای آسمان شب به این کوهستان می‌آیند.

زمستان فضایی دریاچه میشیگان



این عکس توسط خدمه ایستگاه فضایی بین‌المللی گرفته شده است. نوارهای یخ در امتداد ساحل جزیره واشنگتن دریاچه میشیگان همانند ستون دود باد خورده‌ای که از دودکش بیرون می‌آید، منظره زیبایی خلق کرده است. ضخامت تراورس‌های یخ به طولی از ساحل بستگی دارد که یخ در امتداد آن شکل می‌گیرد. زمستان امسال، یخ بیش از 90 درصد سطح دریاچه میشیگان را پوشاند؛ اتفاقی که در 44 سال اخیر بی‌سابقه بوده است.

درخشش رئا در نور آفتاب



این عکس که توسط مدارگرد اکتشافی کاسینی ناسا گرفته شده، دومین قمر بزرگ زحل، رئا را به تصویر می‌کشد که بازتاب نور خورشید از سطح آن درخششی جادویی به آن بخشیده است. این قمر که تنها 1527 کیلومتر قطر دارد، همیشه تنها یک سمت خود را به سیاره زحل نشان می‌دهد؛ و اثراتی کشندی آن برای زحل همانند چیزی است که ماه برای زمین به ارمغان می‌آورد. ترکیب دشت‌های هموار و دهانه‌دار سطح رئا باعث شده است اخترشناسان حدس بزنند برخوردی سیارکی در گذشته‌های دور باعث تغییر سیمای بخشی از این قمر شده است.

یخچال‌های هیمالیا



در این عکس که توسط ماهواره Kompsat-2 آژانس فضایی اروپا (اسا) گرفته شده؛ ذوب شدن یخچال‌های برفی نپال باعث پر شدن دریاچه‌ای در حال رشد در هیمالیا شده است. بازتاب نور از یخچال‌های سرشار از برف همانند یخچال ایمجا (بالای عکس) در میان دره‌ها و ستیغ‌های کوهستان‌های مرتفع خودنمایی می‌کند. رواناب این یخچال‌ها نیز رودخانه‌هایی مانند گنگ و سند را تغذیه می‌کند.

گرد رخساره خبر می‌دهد از سر درون



در مجموعه 12 عکسی که توسط مدارگرد شناسایی مریخ (MSO) تهیه شده است، غبارهای طلایی رنگی در اطراف یک دهانه برخوردی پراکنده شده است. این دهانه بسیار جوان است و تنها چند هزار سال سن دارد. خاکه‌های پخش شده این دهانه، تفاوت میان سطح تیره سیاره سرخ و اعماق روشن‌تر مریخ را نشان می‌دهد. این کنتراست رنگی می‌تواند نشانه‌ای از کانی‌های معدنی آب خورده زیر سطح سیاره باشد.

رقص شفق در آسمان قطب



هر ساله در زمستان نورهای شمالگان ساعت‌ها در آسمان نروژ خودنمایی می‌کند. افزایش فعالیت‌های خورشیدی در ماه‌های اخیر باعث شکل‌گیری رگباری از شفق‌های قطبی شده است

۲۸ اسفند ۱۳۹۲

سازه های غیر ممکن +عکس

سازه های غیر ممکن

تفاوت ویروس با باکتری چیست؟


هم باکتری‌ها و هم ویروس‌ها قادر به ایجاد بیماری‌اند. اما این دو از نظر بیولوژیکی کاملا با هم تفاوت دارند. در حالی که باکتری‌ها تک‌سلولی هستند، ویروس‌ها موجود زنده نیستند و به همین دلیل هم نمی‌توان آنها را از بین برد.

ویروس ایدز ویروس ایدز
ویروس‌‌ها و باکتری‌ها آنقدر ریز هستند که با چشم غیر مسلح نمی‌توان آنها را دید. آنها در مدت زمان بسیار کوتاه تکثیر می‌یابند و می‌توانند ما را بیمار سازند. اما گذشته از این، باکتری‌ها و ویروس‌ها با هم وجه مشترک زیادی ندارند.

باکتری‌ها مستقلا خود را تامین می‌کنند

باکتری‌ها موجودات زنده‌ای هستند که تنها از یک سلول تشکیل می‌شوند. این سلول دارای تمام محتویاتی است که آن‌ها برای حیاتشان نیاز دارند: ویژگی‌های ژنتیکی و ماشین‌های سلولی‌ایی که پروتئین ‌تولید و باکتری‌ها را با انرژی تامین می‌کنند. دیفتری، وبا، سل و سیاه‌سرفه از جمله بیماری‌هایی هستند که توسط باکتری‌ها تولید می‌شوند.
اما اینطور نیست که تمام باکتری‌ها برای انسان مضر باشند. برای مثال باکتری‌هایی که در روده هستند برای هضم غذا لازم‌اند.

ویروس‌ها، ماشین‌های تکثیر

بر خلاف باکتری‌ها، ویروس‌ها ذراتی عفونی‌اند و سلول نیستند. ویروس‌ها قطعه‌ای از نوکلئیک‌اسید‌‌ند که درون پوششی پروتئینی محصور شده‌اند.
بدین ترتیب ویروس‌ها دستگاه‌های سلولی نیستند که بتوانند برای خود انرژی و پروتئین تولید و یا حتی زاد و ولد کنند. به همین دلیل هم ویروس‌ها بسیار کوچک‌تر از باکتری‌ها هستند. در حالی که بزرگی باکتری‌ها حدود ۰۰۱ / ۰ میلی‌متر است، بزرگی‌ ویروس‌ها تنها به یک‌صدم این میزان می‌رسد.

برای بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران ویروس‌ها موجودات زنده به حساب نمی‌آیند. اما مساله اینجاست که آنها هنوز تعریفی مشخص درباره ویژگی‌های یک موجود زنده ندارند.


باکتری وبا زیر میکروسکوپ باکتری وبا زیر میکروسکوپ
ویروس‌ها چگونه زاد و ولد می‌کنند؟

تکثیر ویروس‌ها نسبت به باکتری‌ها کاملا متفاوت است. آنها با کمک سلول‌های دیگر تکثیر می‌یابند. ویروس‌ها ویژگی‌های ارثی خود را به سلول‌های موجودات زنده انتقال داده و برنامه این سلول‌ها را به هم می‌ریزند: آنها با یک "حقه" کاری می‌کنند که سلول‌های میزبان پس از آن صرفا ذرات ویروسی تولید کنند تا اینکه حجمشان بزرگ شده و بترکند. پس از ترکیدن و شکافتن سلول، ویروس‌های جدید آزاد می‌شوند.

هر ویروس مختص سلول‌های میزبان معینی است. برخی از ویروس‌ها به گیاهان حمله می‌کنند، برخی دیگر اما به حیوانات، به انسان‌ها و حتی به باکتری‌ها. ویروس‌ها می‌توانند در انسان منجر به بیماری‌های ایدز، هرپس، هپاتیت، تب زرد، گریپ و سرخک شوند.

داروهای ویژه برای مقابله با ویروس‌ها
از آنتی‌بیوتیک‌ها علیه باکتری‌ها استفاده می‌شود. اما ویروس‌ها چون زنده نیستند، کشته هم نمی‌شوند. تنها داروهای "ضد ویروسی" (Antiviral) علیه آنها اثربخش است. این داروها مانع افزایش ویروس‌ها شده و از ورود آنها به سلول‌های میزبان جلوگیری می‌کنند.

پزشکان با وجود این، در صورت بروز عفونت ویروسی آنتی‌بیوتیک تجویز می‌کنند. دلیل آن این است که زمانی که یک فرد آلوده به ویروس می‌شود، سیستم دفاعی بدنش ضعیف می‌شود. همین امر باعث می‌شود که باکتری‌ها راحت‌تر وارد بدن او بشوند. به همین دلیل پزشکان هنگام ظهور عفونت ویروسی هم آنتی‌بیوتیک تجویز می‌کنند.
روش دیگر استفاده از واکسن است که می‌توان از آن در مقابله با باکتری‌ها و ویروس‌ها استفاده کرد.